ثبت نام ورود    
 
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
فعاليت هاExpand فعاليت ها
منابع محتوایی Expand منابع محتوایی
تولیداتExpand تولیدات
اطلاع رسانيExpand اطلاع رساني
درباره ما Expand درباره ما
پیوندها Expand پیوندها
 
تاریخ انتشار  :  10:20 صبح ۱۳۹۰/۸/۱۸
تعداد بازدید  :  1046
Print
   
کمپوزیسیون رنگ

کمپوزیسیون رنگ بدین معنی است که دو یا چند رنگ به گونه‌ای کنار هم قرار گیرند که دارای نظمی خاص باشند و مفهوم ویژه‌ای را نشان دهند.
کمپوزیسیون رنگ
کمپوزیسیون رنگ بدین معنی است که دو یا چند رنگ به گونه‌ای کنار هم قرار گیرند که دارای نظمی خاص باشند و مفهوم ویژه‌ای را نشان دهند. انتخاب رنگ‌مایه‌ها، نسبت و حالت ‌آن‌ها، محل استقرارشان، جهت آن‌ها، رابطه رنگ‌ها با هم و در نهایت هر یک از هفت تضاد رنگ‌ها، عوامل موثر و مسلم برای ایجاد کمپوزیسیون رنگ هستند.
کمپوزیسیون رنگ جنبه‌های مختلفی دارد که در این جا، تنها به برخی از جنبه‌های اساسی آن اشاره می‌شود. از جنبه‌های مهم آن، هارمونی (هماهنگی) کمپوزیسیون رنگ است که مورد بحث قرار می‌گیرد. سعی می‌شود تا حالت و شکوه واقعی رنگ‌ها و نشان ویژه و مفهوم هر یک معلوم شود. منظور ما به دست آوردن دانشی است که به کمک آن، نحوه گزینش و کاربرد رنگ‌ها را با توجه به معانی آن‌ها بیاموزیم .
موقعیت و تناسب هر رنگی را باید در رابطه با رنگ‌های دیگر که آن را احاطه کرده‌اند یا با آن همراهند، سنجید. این نکته اصل مهمی در تعیین اثر و نمود هر رنگ است. هر رنگ را باید همواره با توجه به رنگ‌های اطرافش در نظر گرفت. البته ارزش و اهمیت هر رنگ تنها با رنگ‌های همواره آن تعیین نمی‌شود، بلکه کیفیت و کمیت رنگ نیز از عوامل مهم هستند. استقرار و جای دادن رنگ‌ها در کمپوزیسیون‌های رنگی اهمیت بسیاری دارد.
در شکل های 234 و 235، رنگ زرد و سبز را با چهار رنگ دیگر در دو حالت با درجه تاریکی و روشنی یکسان به کار گرفته‌ایم. شفافیت و روشنی این دو رنگ نیز در هر دو شکل یکسان است و در هیچ کدام کنتراست تاریک و روشن وجود ندارد.
دار شکل 234، آبی بنفش و قرمز بنفش، مکمل زرد هستند و به شدت خودنمایی می‌کنند، در حالی که رنگ‌های سبز و نارنجی روشن، نسبتاً آرام و غیرفعال اند.
در شکل 235، رنگ قرمز، شدید به نظر می‌آید و به حالت تضاد مکمل با رنگ سبز است. شدت قرمز به خاطر وجود رنگ مایه‌های سبز است که بر قرمز مسلط است. سبز آبی (انواع رنگ‌مایه‌های فیروزه‌ای= Turquoise) و زرد سبز که از مشتقات سبز هستند، ضعیف و ناتوان به نظر می‌آیند.
باید دانست که ارزش و اهمیت رنگ‌ها را نمی‌توان تنها به صورت مستقل یا در مجاورت با رنگ‌های دیگر دریافت. بلکه کمیت سطوح رنگ نیز از عوامل مؤثری در ارزیابی رنگ است.
در یک کمپوزیسیون نقاشی، محل قرار دادن رنگ‌ها و جهت آن‌ها بسیار مهم است. مثلاً رنگ آبی اگر در قسمت بالا قرار گیرد جلوه‌ای خاص دارد و اگر در پایین و چپ یا راست بیاید، مفهوم دیگری خواهد داشت.
اگر رنگ آبی پایین باشد، سنگین است و اگر در بالای تابلو قرار گیرد، سبک و بی‌وزن خواهد بود.
قرمز تیره در بالای تابلو، سنگین است و وزن خود را تحمیل می‌کند و اگر در پایین بیاید، استوار و محکم است.
زرد در بالا، سنگین است و در پایین حالتی شناور و نامتعادل دارد. اصل مهم دیگر در کمپوزیسیون نقاشی،‌ایجاد تعادل و توازن رنگ‌ها و پخش و توزیع آن‌هاست. همان گونه که برای تعادل و توازن دو کفه ترازو، پایه‌ای برای اتکای شاهین ترازو لازم است، در نظر گرفتن محوری عمودی در تابلو برای ایجاد تعادل و توازن رنگ‌ها نیز ضروری است. قراردادن سطوح رنگ‌ها با توجه به کیفیت و کمیت آن‌ها در دو طرف محور تابلو به ترتیبی که کمپوزیسیون رنگی متوازن باشد، از اهمیت خاصی برخوردار است.
سنگینی و وزن سطوح رنگ را باید در جهت محورها و قطب‌های تابلو محاسبه کرد. برای تعیین ارزش‌های چپ و راست تصاویر، می‌توانیم بدن انسان را در نظر بگیریم. سمت چپ معمولاً بی‌مقاومت و کم تر فعال است، در حالی که سمت راست فعال و چابک است. راست به جلو و بالا و چپ به پایین وعقب متمایل است. برخی از تابلوها، دارای چنین ویژگی‌ای هستند و با حرکتی که به سمت پایین و چپ یا به طرف بالا و راست دارند، چشم را هدایت می‌کنند. برای نمونه، می‌توان به تابلوی مردان کور توجه کرد (شکل 232).
در این تابلو، حرکت فیگورها بر خلاف عادت ماست. اگر مردان کور از قسمت راست و بالا به طرف چپ و پایین قرار می‌گرفتند، خود به خود آن‌ها را درحرکتی صعودی احساس می‌کردیم و حالت سقوط ارزش خود را نداشت. برای آن که درستی این نظریه روشن شود، می توانیم تصویر را وارونه کنیم و هر دو را با هم مقایسه کنیم.
البته ممکن است نکته بالا برای بیننده‌ای که به تابلو نگاه می‌کند، مبهم و مشکوک باشد، زیرا برخی از مردم عادت دارند نوشته‌های خود را از راست به چاپ یا از چپ به راست بنویسند یا بخوانند (خطوط لاتین را از چپ به راست می‌نویسند، خطوط عربی و فارسی از راست به چپ و خطوط چینی و ژاپنی از بالا به پایین نوشته می‌شوند). در هر حال، این ‌ها تجربیاتی شخصی هستند و نمی‌توانند بی‌تاثیر باشند.
هر یک از جهات مختلف افقی، عمودی، مورب، مدور یا ترکیبی از آنها جلوه‌ای خاص در تابلو دارند و مفهومی ویژه را القا می‌کنند.
حرکت افقی: دلالت بر وزن، فاصله و وسعت و پهنا دارد.
حرکت عمودی: دارای تضادی شدید با جهت افقی است و دلالت بر سبکی، ارتفاع و عمق دارد.
ترکیب دو حرکت افقی و عمودی سطح را می‌‌آفریند که دارای ارزش تعادل و استحکام است. هرگاه جهات عمودی و افقی همدیگر را قطع کنند، تأثیرشان بسیار شدیدتر خواهد شد.
حرکت مورب: ایجاد حرکت می‌کند و انسان را به عمق تابلو هدایت می‌کند. در تابلوی رستاخیز (شکل 233)، حرکت مورب به کمک پوشش سفید (کفن) حضرت مسیح(ع)، چشم به سوی بالا می‌کشاند و متوجه هاله نورانی می‌کند.
نقاشان دوره باروک نیز برای نمایش پرسپکتیوی خاص، خطوط و فرم‌های مورب را در نقاشی‌های دیواری (فرسک) به کار می‌بردند.
ال گرکو، لیس (Liss) و مولبرچ (Maulbertsch) حرکت و جهت فرم‌ها و رنگ‌ها را برای بیان مفاهیم گویای نقاشی‌های خود به کار می‌بردند. اینان فرم ها و حرکت مورب را ترجیح می‌دادند.
چینی‌ها حرکات مورب را در کنار محورهای عمودی تابلو آگاهانه به کار می‌بردند. فرم‌های عمودی تابلوهای آنان چشم را به اعماق مناظر هدایت می‌کنند. این فرم‌ها اغلب در فواصل دور، در میان ابرها و فضای مه آلود تابلو محو می‌شوند و برای نشان دادن فواصل و مسافت در چشم‌اندازها به کار می‌روند.
نقاشان کوبیست برای آن که به کمپوزیسیون تابلوهای خود عمق بیش‌تری ببخشند و به حالت برجسته درآورند، از حرکات مورب و شکل‌های مثلثی استفاده می‌کردند.
فرم‌های مدور که از دایره مشتق می‌شوند، نمودی مرکزگرا دارندع ولی در عین حال، حرکت نیز ایجاد می‌کنند.
در تابلوی تاجگذاری حضرت مریم(ع) اثر: شارنتون، می‌بینیم که کمپوزیسیون در قسمت مرکزی تابلو دارای ترکیبی مدور است. سر حضرت مریم در قسمت مرکزی دایره بزرگ قرار دارد که چشم را فوراً متوجه مراسم تاجگذاری می‌کند.
تابلوی معروف دیگری که فرم‌های مدور در آن نقش اساسی دارند، پیروزی اسکندر، اثر آلتدرفر (Altdorfer) است. در این تابلو حرکت‌های مدور ابرها تحرک صحنه جنگ را تشدید کرده است.
دو یا چند رنگ که در یک مسیر قرار گیرند، ایجاد حرکت می‌کنند. شکل‌هایی که برای نمونه در این جا آورده‌ایم، چگونگی ایجاد حرکت را به کمک سطوح رنگ نشان می‌دهند.
در شکل 236، سه سطح رنگی قرمز، زرد و آبی به صورت افقی در کنار هم قرار گرفته‌اند و دارای حرکتی افقی هستند.
تابلوی کوهستان سن ویکتور (شکل 139) نیز با توجه به همین ویژگی آفریده شده است. در این تابلو، رنگ‌های قهوه‌ای بنفش، پلان سبز و پلان آبی به صورت افقی قرار دارند که در مجموع، موجب وسعت و پهنای منظره شده‌اند.
حال اگر شکل 236 را 90 درجه بچرخانیم، باندهای رنگی به حالت عمودی قرار می‌گیرند و بیان فرم به کلی تغییر می‌کند.
تابلوی طبیعت بیجان (شکل 115) نیز با همین ویژگی نقاشی شده است. فرم‌های اصلی تابلو را سطوح آبی، سیاه و سفید تشکیل می‌دهند. همه این سطوح به حالت عمودی قرار گرفته‌اند که با فرم‌های افقی تضاد شدیدی ایجاد کرده‌اند.
در تابلوی برهنه کردن حضرت مسیح (ع) فیگورهای اصلی به رنگ ارغوانی، زرد و آبی خاکستری رنگ آمیزی شده‌اند که به حالت افقی در تابلو جای گرفته‌اند.
در شکل 237، سه رنگ قرمز، زرد و آبی به صورت افقی زمینه تابلو را تشکیل داده‌اند و در دو مستطیل سبز به حالت عمودی روی آن قرار دارند. در این شکل تضاد فرم‌های افقی و عمودی به شدت مشهود است و تقاطع دو حرکت افقی و عمودی ایجاد آرامش کرده‌اند.
در تابلوی کلیسای افزا (شکل 86)، سطوح قرمز، آبی و زرد در زمینه به حالت افقی قرار گرفته‌اند. فیگورهای تابلو به حالت عمودی ترسیم شده‌اند و همراه با رنگ‌های قرمزی، آبی و سبز تضاد شدیدی را با فرم‌های زمینه به وجود آورده‌اند.
در تابلوی گردشگاه گراندژات (شکل‌هایس 177 و 238)، سایه‌های تاریک قسمت پایین تابلو با رنگ‌های تیره شاخ و برگ درختان در بالا به حالت افقی قرار دارند. تنه درختان و فیگورهای ایستاده به حالت عمودی رسم شده‌اند و با فرم‌های افقی پیشین متضادند.
تابلوی کنیسه (شکل 231)، نمونه دیگری است که تضاد فرم‌های عمودی و افقی را نشان می‌دهد. در این تابلو، رنگ قرمز پرچم و آستین‌های زن به صورت افقی شکل گرفته تا با فرم‌های عمودی پیراهن زرد رنگ و درباز شده و رنگ آبی تیره آسمان به حالت متضاد قرار گیرد.
تی سیین از نقاشانی است که با استفاده از تاریکی‌ها و روشنی‌های رنگ، حرکات عمودی و افقی تابلوهایش را شکل داده است. روشنی‌ها و تاریکی‌های منظم در تابلوهای او سبب شده تا آن را به عنوان «فرمول تی سیین» بشناسند. اغلب هیکل‌ها و تصاویر در آثار تی‌سیین به شکل حرکات مورب یا مدور هستند. شکل 239 آنالیز یکی از تابلوهای اوست. در تابلوی کافه شبانه (شکل 158)، سطوح نارنجی، زرد، سیاه و آبی هر کدام به صورت افقی، عمودی و مورب نظم یافته‌اند. شکل 241 آنالیز تابلوی فوق را نشان می‌دهد.
دید انسان خود به خود میل دارد آن چه را دوست دارد با هم ترکیب کند و همه شکل‌ها و رنگ‌ها را با هم ببیند. این ویژگی بینایی است که میل دارد عناصر تصویری هم شکل و هم رنگ را مرتبط با هم ببیند و بین‌شان ارتباط برقرار کند . این خاصیت هم زمانی دیدن در مورد سطوح، سایه‌ها، بافت‌ها و رنگ‌ها و به طور کلی عناصر شکلی تابلوی نقاشی تأثیر مهمی در ترکیب بندی و فضاسازی اثر دارد.
در شکل 242، دو گروه رنگی با نسبت های مختلف مشخص شده است. در شکل 243، نیز چگونگی دیدن گروه‌های رنگی به طور هم زمان آمده است . چشم رنگ‌های دلخواه خود را با هم می‌بیند و هرگاه تعداد رنگ‌ها بیش‌تر باشند، تضادهای هم زمان (سیمولتانه) هم زیستی دارند. در این شکل، تکه‌های زردبه صورت مثلث قرار گرفته‌اند و تکه‌های قرمز به صورت مربع و آبی‌ها در شکل پنج ضلعی نظم یافته‌اند.
جلوه و نمود هر کمپوزیسیونی بسته به فرم، شکل، جهت، فضا و نمونه‌های هم زمان است. تمام الگوهای هم زمان دارای وضعیتی مشخص و دسته بندی منظم و دقیق اند. درست مانند افرادی جوامع بشری که با توجه به ترکیبات خونی دسته‌بندی شده و هر دسته با یکدیگر ارتباطی هم شکل دارند. در تابلوهای نقاشی، این نکته بسیار مهم است. نمونه خوب تضاد فرم‌های هم زمان، تابلوی معروفی از سزان به نام سیب‌ها و نارنج‌ها (شکل 128) است.
در تابلوی ماهی‌های جادویی(شکل 165)، تأثیر دو رابطه چشم‌گیر را ملاحظه می‌کنیم. نخستین نکته، رابطه میان فرم‌هایی است که تقریباً به صورت مربع درآمده‌اند و حالتی ایستا به فرم‌های تابلو داده‌اند. فرم‌های دست راست و دست چپ تابلو رودرروی هم قرار گرفته و سایر فرم‌ها در میان‌شان قرار دارند. فرم مستطیل وسط تابلو نقطه تجمع ماهی‌هاست. بدون ارتباط این فرم‌ها و نقاط با هم که موجب نظم تابلو شده است تابلو هماهنگی جالبی نمی‌توانست داشته باشد. (شکل 240)
آفرینش یک اثر نقاشی مستلزم ایجاد نظم یا دسته بندی رنگ‌هاست. مثلاً به کمک گروه رنگ‌های تاریک و روشن، سرد و گرم می‌توان نظم را به وجود آورد. حالت قرارگرفتن و توزیع رنگ‌ها با توجه به تضادهای مختلف رنگ مایه‌ها نیز از شرایط ضروری و اولیه یک کمپوزیسیون خوب است. از همه مهم‌تر، جهت و حرکت‌ فرم‌های کمپوزیسیون است که در عین تنوع با ایجاد رابطه میان یکایک آن‌ها، کمپوزیسیون دارای ارزش ویژه‌ای می‌شود.
زمانی که رنگ مایه‌ها به صورت سطوح کوچک یا وسیع استفاده شوند، رنگ ها در شرایط خاص قدرت شدیدتری می‌یابند. در شکل 244، قرمز و سبز در دو وضعیت نشان داده شده‌اند. یک جا قرمز از اهمیت سبز می‌کاهد تا خود را بیش‌تر بنمایاند و در جای دیگر که زمینه قرمز است، سبز این ویژگی را کسب می‌کند. در این جا، نسبت رنگ‌ها موجب شدت بخشیدن یک رنگ و نفی رنگ دیگر می شود. نمونه خوب برای این ویژگی تابلوی سیب‌ها و نارنج‌های پل سزان است.
نکته مهم دیگر این است که آیا فرم رنگ می‌تواند همواره حالتی ثابت و ساکن یا دینامیک و فعال داشته باشد. در شکل 245، فرم رنگ آبی حالتی متغیر دارد. در شکل 246، همان فرم با حاشیه‌ای در سمت چپ و راست خود، ثابت شده است. در این جا، فرم میانی با آنچه در شکل 245 آمده، کاملاً متفاوت است و حالتی ثابت دارد.
این گونه تأثیر و تأثر سطوح رنگ‌ها را در یکدیگر «نفوذ یا تداخل» می‌نامیم که هم در مورد سطوح رنگی صادق است هم درباره رنگ‌ها به خودی خود. این ویژگی در نقاشی‌های دیواری (فرسک) همواره موجب استحکام کمپوزیسیون می‌شود. جیوتو از نقاشانی است که در کمپوزیسیون‌هایش این نکته را مورد توجه قرار داده و برای موازنه رنگ و فرم، از فرم‌های عمودی و افقی بهره گرفته است. توجه به مرزهای سطوح رنگ و فرم‌های عمودی و افقی، موجب استواری و استحکام تابلو می‌شود. اگر فرم‌ها و رنگ‌ها در میان شکل‌های دیگر محدود نشوند. حالت نااستواری و ناپایداری به خود می‌گیرند. نمونه بسیار خوبی که نکته فوق را در خود دارد، تابلوی پارلمان در مه (شکل 127) است.
نقاشان تاشیست نیز ایستایی و ناپایداری‌ فرم‌ها رادر آثارشان مورد توجه قرار داده‌اند.
تا این جا، کوشیده‌ایم برخی ایده‌ها، فرمول و اصول و قواعد کمپوزیسیون رنگ را به دست می‌دهیم. با وجود آن که به تمام این نکات معتقدیم و دانستن آن‌ها را برای آفرینش یک اثر هنری خوب ضروری می‌دانیم، یک اصل مهم را یادآور می‌شویم و آن عبارت است از: پای‌بند نشدن به دستورات دست و پاگیر و فراموش نکردن ابتکار شخصی.
موعظه برنارد مقدس، اثر: بارنو لومئو، سده پانزدهم، سی ین قصر پوبلیک، ایتالیا (شکل 247)
کمپوزیسیون در این تابلو نمونه خوبی برای آموختن اصول کمپوزیسیون رنگ است که با توجه به حرکات و جهت فرم‌ها ایجاد شده است. رنگ قرمز در جهت‌های افقی قرار گرفته است و سطوح آبی و سفید به صورت پراکنده در تابلو پخش شده‌اند. ابی و سبز به حالت مورب تا بنفش در کناره تابلو کشیده شده‌اند و قرمز نیز آبی و بنفش را نشان می‌دهد. برنارد مقدس که تن پوشی به رنگ قهوه‌ای زرین بر تان دارد، در حال موعظه است. سخن او درباره زشتی‌ها و خوبی‌های دنیا و آخرت است. رنگ‌های بنفش و آبی فضای آرام و خاموشی را به وجود آورده‌اند و رنگ سفید به پاکی و خلوص اشاره می‌کند. در مقابل نجابت و پاکی واعظ، دختر و پسر جوان را می‌بینیم که با بدن‌های منحرف شده به چپ و راست، به سخنان او گوش می‌دهند. آنان سرخود را برگردانیده‌اند که تأکیدی است بر دنیوی بدون‌شان . قرمزی لباس بعضی از فیگورها به قرمز نارنجی زمینه پیوسته است و رنگ لباس آن‌ها که در قسمت بالا نشسته‌اند به رنگ‌های قرمز، سفید، آبی، نارنجی و بنفش است که همه با هم هماهنگ‌اند. مردان وزنانی که در پایین زانو زده‌اند نشان دهنده اختلاف و تضاد بین طبقات مردم هستند. لباس‌های زربفت برخی از فیگورهای نشسته نیز دلالت بر غرور و هوشیاری آنان دارد. در این تابلو، چند رنگ محدود به کار رفته‌اند که نیروی زیادی دارند و فرم‌های واقعی نیز بیش از آن که انتزاعی باشند، خیالی ‌اند. رنگ‌ها و شکل غیرمادی آن‌ها دلالت بر قانونمند بودن و مهارت هنرمند در آفرینش اثری تجمسی دارند.
 

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

     
کلیه حقوق این سایت به حوزه هنری استان قزوین تعلق دارد. | نقشه سايت