10870
  ۱۳۸۹/۱۱/۲۳
مقاله ای در مورد هفته وحدت
ربیع الاول چونان هر بهاری است که نسیم های پرطراوت و حیاتبخش وجود انسانها را مشعوف می کند و بشارتی از انفاس مسیحایی و قدسی است که نوید انسداد بنیان آلودگی ها،کینه ها،رذائل، تفرقه ها و خود برتر بینی ها وگشایش دریچه هدایت،آزادی، عزت ،الفت ، علم ، آگاهی ، مهربانی ، رحمت و وحدت می دهد.
   
 
ظهور پیامبر رحمت و وحدت
جز ز یک رو نیست پیوسته به کل                  ورنـه خـود بـاطل بُـدی بَـعثِ رُسُـل
چون رسولان از پـی پیـوستن انـد                  پس چه پیوندندشان چون یک تن اند
 
 
ربیع الاول چونان هر بهاری است که نسیم های پرطراوت و حیاتبخش وجود انسانها را مشعوف می کند و بشارتی از انفاس مسیحایی و قدسی است که نوید انسداد بنیان آلودگی ها،کینه ها،رذائل، تفرقه ها و خود برتر بینی ها وگشایش دریچه هدایت،آزادی، عزت ،الفت ، علم ، آگاهی ، مهربانی ، رحمت و وحدت می دهد.آری گشوده شدن چشم محمد(ص)پیامبر رحمت و وحدت از بشارت به حقیقت پیوست.
امام علی(ع) بزرگترین دستاورد رسول اکرم را ایجاد الفت و اتحاد در میان مسلمانانِ متفرق و پراکنده می داند و در خطبه96 نهج البلاغه می فرماید:«دلهای نیکوکاران شیفته او گشت،عنان دیده ها به جانب او متوجه شد،به برکت وجودش خداوند کینه های دیرینه را دفن کرد شعله های عداوت را فرونشاند و مردم را با یکدیگر الفت داد و برادر ساخت».
همچنین در خطبه 231 می فرماید:« پیغمبر(ص) برای انجام فرمان خدا قیام کرد ، رسالت پروردگارش را ابلاغ نمود ،خداوند به وسیله او گسیختگی ها را التیام داد فاصله ها را پیوستگی داد،بین خویشان یگانگی برقرار ساخت،بعد از آنکه در سینه ها آتش دشمنی و در دلها کینه برافروخته جایگزین بود».
در طول حیات پر برکت حضرت محمد(ص) با وجود اینکه ایشان پیام و ایده و طرح جدید و نوینی را مطرح نمود که قهراً با گرایش های سنتی و قبیله ای آن دوران در تضاد و اصطکاک قابل توجهی بود و در روند تحقق اهدافش با جریانات،حوادث و وقایع و گرفتاریهای متعدد و سنگینی مواجه بود ولی به دلیل قرائت واحد از اسلام که عبارتند از قرآن و سیرهء خود پیامبر بود.با همه مشکلات مسئله ای به نام اختلاف و افتراق میان مذهبی چون شیعه و سنی مطرح نبود.اما از همان آغازین ساعات ارتحال آن حضرت به سرعت دو جریان در میان امت اسلامی پدیدار گشت،جریان اول گروهی از اصحاب با تکیه بر دلائلی خلافت را شایسته کسی دانستند که به تصریح حضرت محمد(ص) در ماجرای غدیر خم به جانشینی او و امامت جامعه منصوب شده است،جریان دوم نیز گروهی از صحابه بودند که در سقیفه بنی ساعده گرد هم آمدند و به دلائلی خلافت را مقوله ای دانستند که به طور مشخص و مصداقی از پیش برایش تعیین تکلیف نشده و انتخاب خلیفه به نظر عقلا و رای مردم متکی است. با وجود اینکه هر دو جریان توحیدی،قرآنی و نبوی بودند ولی هر کدام منشاء و سرچشمه مسیر و مذهبی در میان پیروانشان گردیدند و مذاهبی به نام تشیع و تسنن(شیعه و سنی) رقم خورد.و این موضوع بنا به ملاحظاتی( از جمله ارتباطش به دین اسلام آخرین کتاب و آخرین پیامبر الهی که آموزه هایش به نوعی مکمل و متمم ادیان گذشته بوده و تاثیرش بر ابعاد مختلف زندگی انسان ها به خصوص پیروانش عمیق تر و از لحاظ بروز و نمود زنده تر و پویاتر و احیاناً جریان سازتر) بیشترین حجم گفتمانها، مناظرات و مجادلات را در طول تاریخ پس از اسلام به خود اختصاص داده است. از اینکه دو نوع دیدگاه و نگرش نسبت به خلافت پس از پیامبر(ص)،( که مقوله ای بسیار پر دامنه بوده و قابلیت اتساع و انفعال فراوانی داشته و زمینه اختلاف در میان خلفا و سپس پیروان ایشان را فراهم نموده ) بحثی نیست اما آنچه در همان دوران و پس از آن در طول تاریخ مطرح بوده و هست این است که اصولاً با وجود اختلاف دیدگاهها و نظرها وحدت میان ایشان چگونه تلقی و تحلیل می شود و منظور از وحدت چیست و عوامل آن( احیاناً تفرقه ها و جدایی ها) چه چیزهایی است.
با بررسی گذرا و بهره گیری از منابع و متون دینی و بشری در می یابیم که انسان ها با وجود دارا بودن نکات مشترک فراوان ،نسبت به همدیگر در بعد جسمی ،روانی، فکری ،تفاوت ها و تمایزات بسیار دقیق و ظریفی دارند. این تفاوت های ساختاری با سایر اختلافات محیطی، فرهنگ ها، موقعیت ها، آداب و رسوم و ... آمیخته شده و موجب شکل گیری تفکر و نگرش هایی می گردد و در نتیجه دیدگاهها، تفسیرها، تاویل ها از هر حادثه و واقعه را (نسبت به دیگری) مختلف و متفاوت می سازد.
از نظر گه گفتشان شد مختلف          آن یکی دالش لقب داد این الف
قرآن کریم در آیه13 سورهء حجرات می فرماید:«ای مردم ما همه شما را از مرد و زن آفریدیم آنگاه شما را جماعتها و قبیله ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید».دکتر شریعتی ضمن توضیح آیه مذکور در قسمتی از آن می گوید:«وضع ملیتها را همچون خلق به خود نسبت می دهد یعنی که وجود ملتهای مشخص و مستقل یک واقعیت طبیعی در خلقت است و یک فرضیه فلسفی یا قرارداد سیاسی یا وهمی در اندیشه و احساس نیست (لِتعارفوا) تعارف یکدیگر را بازشناختن نتیجه نهایی و منطقی اختلاف وجود ملتهاست».م-27ص148
با توجه به طبیعی بودن تفاوت و نگرش می گوید:«وحدت علمی یک فاجعه است مرگ علم است هر جا در هر ملتی مذهبی و حزبی و جامعه ای وحدت علمی و وحدت قالبهای اعتقادی وجود دارد علامتش این است که یا در آن جامعه استبداد فکری و اعتقادی وجود دارد و یا مرگ گریبانگیر اندیشه و فکر شده است»م- علی ص30. پس با بیان مطلب فوق و بسیاری مطالب از این قبیل آشکار می گردد که مقصود از وحدت،در همه جهات بطور اشتراکی و یکجور فکر کردن یا همه اصول و فروع هم را پذیرفتن و یا هر گروهی بخشی از اعتقادات خود را کنار گذاشتن نیست،چراکه اختلاف در تفکر و نگرش و برداشت در مسائل فکری، علمی-نه تنها منفی نیست بلکه اولاً نشان دهندهء آزاد اندیشی و آزادی فکر ثانیاً پیشرفت و ترقی منوط به آن است.در حدیثی از پیامبر(ص) آمده است:«اختلاف علماء امتی رحمه یا اختلاف امتی رحمه» و در جای دیگر می فرماید:« لو عَلِمَ ابوذر ما فی قلب سلمان فقد کَفَرَ» با وجود اینکه سلمان و ابوذر هر دو در اوج ایمان بودند می فرماید:اگر آنچه در قلب سلمان بود ابوذر می دانست یا می فهمید او را به قتل می رساند یا تکفیر می کرد(متفاوت بودن فهم و برداشت).بلکه منظور از وحدت با وجود به رسمیت شناختن اختلاف نظر و دیدگاه پذیرفتن اینکه هر کس حق تفکر و تعقل دارد و حقوق انسانی و اعتقادی حیاتی و اجتماعی یکدیگر را ارج بنهد و به دلیل اینکه دیگری متفاوت فکر می کند او را ضایع نساخته و اتهام ها، لعن ها، دروغ ها و دشنام ها را نصیب دیگری ننماید و حق را در انحصار خویش قرار ندهد و دیگری را تکفیر وتفسیق نکند.
آنچه می گویم به قدر فهم توست        مردم اندر حسرت فهم درست
استاد مطهری در ص212 کتاب شش مقاله می گوید:« مقصود از وحدت اسلامی چیست آیا مقصود این است که از میان مذاهب اسلامی یکی انتخاب شود و سایر مذاهب کنار گذاشته شود یا مقصود این است که مشترکات همه مذاهب گرفته شود و مفترقات همه آنهاکنار گذاشته شود و مذهب جدیدی به این نحو اختراع شود که عین هیچ یک از مذاهب موجود نباشد یا اینکه وحدت اسلامی هیچ ربطی به وحدت مذهب ندارد.مخالفین اتحاد اسلامی مسلمین برای اینکه از وحدت مفهومی غیر منطقی و غیر علمی بسازند آن را به نام وحدت مذهبی توجیه می کنند تا در قدم اول با شکست مواجه گردد. بدیهی است که منظور عالمان روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی حصو مذاهب به یک مذهب یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد و مفترقات آنها(که نه معقول و نه منطقی و نه و عملی) نیست... در ادامه می گوید تنها چیزی که وحدت اسلامی از این نظر ایجاب می کند این است که مسلمین برای اینکه احساسات کینه توزی در میانشان پیدا نشود یا شعله ور نگردد متانت را حفظ کنند یکدیگر را سب و شتم ننمایند به یکدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند و منطق یکدیگر را مسخره نکنند و بالاخره عواطف یکدیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند و در حقیقت لااقل حدودی را که اسلام در دعوت غیر مسلمان به اسلام لازم دانسته درباره خودشان رعایت کنند« اُدع الی سبیل ربِک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن» (نحل125)
در این قسمت از بحث بابهره گیری از منابع غنی دینی و توحیدی ابتدا نگاه حق مدارانه به نوع انسان و به رسمیت شناختن ارزش و حقوق انسانی اش از جانب انبیاء عظام و سایر بزرگان اهل معرفت که نوعی یکسانی و وحدت همگانی در درونش نهفته است مطرح می گردد سپس به عنوان ضرورت وحدت مسلمانان و جوامع اسلامی(اهل تشیع و اهل تسنن)روش،سیره و سخن معصومین(ع)و سایر بزرگان در خصوص چرایی و چگونگی تعامل و ارتباطشان که به واقع الگو و سرمشقی کارامد برای رهروان و پیروانشان از هر دو مذهب می باشد مورد اشاره قرار می گیرد.
اگر وجود خویش را از جهالت و انحصار پالایشی عارفانه و آزادانه نماییم و با وسعت و ظرافت دیده به آموزه های توحیدی نظاره کنیم خواهیم یافت که گوهر وجود همه پیام های آسمانی از سویی و درون زلال انسانها از سوی دیگر همواره گواه و شاهدی بر وحدت همه ادیان الهی و یگانگی و الفت و همسانی انهاست چراکه با این نگاه انسانها از نیکوئیها و زیبائیهای ویژه ای برخوردار بوده و تلالوء یک نور و یک گوهرند.کتاب استراتژی وحدت ص 66 می نویسد«دو ماموریت اصلی و اساسی، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی و بدنبال آن پیامبر اسلام و مسلمین عبارتند از اَقیموالدین و لا تتفرقوا است، که در واقع ماموریت همه آنها یکسان شمرده شده پس دین نزد خداوند یکی است و همه انبیاء الهی تسلیم امر خدا بودند و همه مسلم و پیروانشان نیز فطرتاً اینطورند». قرآن کریم در آیه 7 سوره اسراء با بیان لقد کرمنا بنی آدم کرامت انسانی را اعلام داشته و انسان را برخوردار از نیکوئیها و برتر از بسیاری دیگر از آفریدگان دانسته و رسالت حضرت محمد(ص) را برای همه زمانها و مکانها و همه مردم آن هم همراه با تکریم ، رحمت و مهربانی بیان نموده است.« ما ارسلناک اِلا کافه للناس» سبا/7،« و ما ارسلناک رحمه للعالمین»انبیاء/87. پیامبر اکرم(ص) فرمود: هیچ چیز نزد خدا گرامی تر از فرزند آدم نیست و همچنین فرمود مردم همانند دندانه های شانه با هم برابرند(میزان الحکمه2086-1547) امام علی (ع) فرمود«خداوند پاک حقوق مردم را بر حقوق خود مقدم داشته و پس هر که حقوق بندگان خدا را رعایت کند این کار به رعایت حقوق خدا بیانجامد(میزان الحکمه1245) همچنین در فرمانی به مالک اشتر(بدن لحاظ نمودن تقسیم بندی مذاهب) می فرماید:قلبت را جایگاه وحدت و خوشرویی و مهر و محبت و نیکی به مردم قرار ده،چه ایشان از دو دسته بیرون نیستند یا مسلمان و برادر دینی تو هستند و یا غیر مسلمانند و در آفرینش برادر و همنوعند(کتاب استراتژی وحدت ص135)امام صادق(ع) فرمود:اگر ضارب و قاتل علی مرا امین بشمارد و از من خیر خواهی و و مشورت بخواهد و من امانش را بپذیرم آن را به او باز خواهم گرداند(میزان الحکمه1493) مولوی نیز عقیده دارد ندای الهی را همه اقوام با هر زبان و نژاد می شنوند و شنیدن ندای الهی در انحصار پیروان هیچ دینی نیست.
آن ندایی کاصل هر بانک و نواست       خود ندا آن است و این باقی صداست
سعدی می گوید:
بنـی آدم اعضـای یکدیگرنـد             که در آفرینش ز یک گوهرند     
چـوعضوی به درد آورد روزگار          دگر عضوها را نماند قـرار
جمله ای منسوب به شیخ ابوالحسن خرقانی است« هرکس در این سردرآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید چه آن کسی که به درگاه باری تعالی به جان ارزد برخوان بوالحسن به نان ارزد».
علی (ع) در خطبه 206 اصحاب خویش را از هرگونه تعصب جاهلانه تفرقه انگیز و خود برتر بینی و سب و لعن حتی به دشمنان خود پرهیز می دهد و می فرماید« من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید اما اگر کردارشان را یادآور شدید و گمراهی ها و کارهای ناشایست آنان را بر می شمردید به راست نزدیکتر و معذور تر بود». وقتی ابوسفیان به ادعای خودش می خواست به یاری علی(ع) برخیزد و دست بیعت به سوی ایشان(در مقابل خلفا) دراز نمود ایشان فرمود«من هرگز نخواسته ام که تو سواری آوری یا پیاده ، مسلمانان همه خیرخواه همدیگر و محبت کنندگان به هم اند ولو اگر دیار و اجسام شان از هم دور باشد»درباره جنگ با ایران زمان ساسانیان که بارها عمر با حضرت علی(ع) مشورت می نمود و قصد حضور در میدان جنگ را داشت ایشان با آن روح بلند و وسعت نظر عواقب سوء رفتن شخص عمر(به عنوان خلیفه مسلمین) به جنگ را در خطبه146 اینگونه بیان می کند«موقعیت زمامدار همچون ریسمان است که مهره ها در نظام می کشد و آنها را جمع کرده و ارتباط می بخشد اگر ریسمان از هم بگسلد مهره ها از هم پراکنده می شوندو هر کدام به جایی خواهد افتاد سپس هرگز نتوان آنها را جمع آوری نمود و از نو نظام بخشید.تو همچون آسیا باش و جامعه را بوسیله مسلمانان به گردش در آور» و در خطبه 134 می فرماید« تو خود اگر به سوی دشمن روانه شوی و در ملاقات با ایشان مغلوب گردی برای مسلمانان شهرهای دور دست و سرحدها پناهی نمی ماند بعد از تو مرجعی نیست که به آنجا مراجعه نمایند،پس مرد جنگ دیده و دلیری به سوی ایشان بفرست پس اگر خداوند او را غالب نمود همان که میل دارد و اگر واقعه دیگریپیش آید تویار و پناه مسلمانان خواهی بود(همان128)در ص 120  می نویسد«روابط متقابل علی(ع) و خلفا ثلاثه و سره و روش آنها در جهت حفظ بیضه اسلام و وحدت اسلامی بود بطوریکه این روابط و سیره روش بویژه امام علی (ع) می تواند و باید برای پیروان آنها و همه مسلمین در طول تاریخ الگو و راهنمای عمل قرار گیرد.
در کتاب استراتژی وحدت ص122 به نقل از استاد مطهری می نویسد « یکی از فرزندان ابولهب شعاری مبنی بر فضیلت و ذی حق بودن علی بر ذم مخالفانش سرود، علی او را از سرودن اینگونه اشعار که در واقع نوعی تحریک بود نهی کرد و فرمود:«برای ما سلامت اسلام و اینکه اسلام باقی بماند از هر چیز محبوبتر و با ارج تر است»در ص 124 می نویسد« شیخ حر عاملی در کتاب وسائل اشیعه، کتاب الصلاه ص524 می نویسد پیامبر خدا با خلفا وصلت نمود و علی(ع) پشت سرآنها نماز خواند» در ص 126 می نویسد« نقش و تاثیر کلام علی (ع) در عمر به حدی بود که حتی عمر دستور داده بود که در حضور علی(ع) در مسجد هیچ کس حق رای و فتوی ندارد» همچنین آمده است «عبدالمتعال صعیدی یکی از برادران اهل سنت و استاد دانشگاه الازهر در مقاله ای می نویسد این فضیلت بزرگی برای علی ابن ابیطالب رضی الله عنه و کرم الله وجهه است که اولین بنیانگذار تقریب بین مذاهب بود و در ص 141 آمده است «امام شافعی در الرساله گفته هیچکس از اهل قبله را تکفیر نمی کنم» دکتر شریعتی در مجموعه آثار علی(ع) ص 147 می نویسد« من معتقدم که ماندن اسلام کمتر مدیون شمشیر علی و جهاد اوست و بیشتر مدیون سکوت و تحمل اوست و شمشیر او در کار خلق قدرت اسلام (بود) اما سکوت او در کار ماندن اسلام بزرگترین نقش را داشته است او بنیانگذار حفظ اختلافات اعتقادی خودمان است در برابر مخالف داخلی و وحدت خودمان و نیروهای اجتماعی خودمان است دربرابر دشمن خارجی» سید جمال الدین اسدآبادی که در واقع بزرگترین و برجسته ترین بنیانگذار وحدت مسلمین و احیاء تفکر دینی در یکی دو قرن اخیر است می گوید:«خداوند هیچ قبیله ای را هلاک نساخت مگر پس از اینکه به تفرقه گرفتار شدند و به نفاق مبتلا گشتند که باعث ذلت طولانی و عذاب سخت و فنا شدن آنان گردید" استاد مرحوم کاشف الغطا در کتاب استراتژی وحدت ص 37 جلد 2 می گوید "اتحاد یک مشت الفاظ تو خالی و عبارات فصیح و بلیغ هر قدر هم عالی نیست روح اتحاد همان حسن نیت واقعی است که از قلب پاک سر چشمه می گیرد اتحاد یک سلسله صفات درونی و اعمال و ملکات است ، ملکات و سجایایی که در اعماق روح ریشه دوانیده و سراسر وجود ایشان را در برگرفته است. اتحاد یک رشته اخلاق و عواطف عالی انسانی است اتحاد این است که مسلمانان در منافع با یکدیگر شریک باشند و اصول عدالت و انصاف را در حق یکدیگر را رعایت کنند"                                                 
شیخ محمد ابو زهره به عنوان ترغیب به وحدت در همان کتاب ص 329 می گوید " هرگاه وارد بر آنها شوی پنداری که در میان خانواده و دوستان خود وارد شده ای طوری که احساس کنیم به برادران خود    رسیده ایم ولو اینکه زبانهای ما حصول به تفاهم ظاهری ( بین ما) را دشوار کند زیرا باطن ها به تفاهم می رسند».علامه شرف الدین عالم شیعی ضمن ارتباط دوستانه با مفتی دیار مصر علامه شیخ سلیم بشری(عالم سنی) در پاسخ به نامه و دعوت آن عالم مصری چنین متواضعانه پاسخ می دهد(6ذی القعده 1329)آرزوهایت را (درباره جهان اسلام) به من انتقال دادی با امید و آرزوهایت به سوی من آمدی اما تو خود قبله گاه امیدوارانی و پناه بی پناهانی ، من از سوریه به سوی تو آمده ام که آمالم را در وجود تو می دیدم و در درگاه تو نزول کردم که باید شد رحال کرده و پیش تو آمدم تا از دانشت بهره مند شوم و باران فضلت را دریابم و با امید فراوان از پیش تو برگردم. مگر خداوند چیز دیگری بخواهد اجازه کلام خواسته بودی (همه گونه امر و نهی تو را سزاست)هر چه می خواهی بپرس، هر چه می خواهی بگو تو صاحب فضیلتی،گفتارت فضل است و داوریت عدل،سلام بر تو».
ای بسا هندو وترک همزبان     ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان همدلی باید گشود     همدلی از همزبانی خوشتر است
استاد مطهری در شش مقاله ص219 می نویسد« علامه امینی در مقدمه جلد پنجم الغدیر تحت عنوان(نظریه کریمه) می نویسد عقاید و آراء درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوت اسلامی را که قرآن با جمله انما المومنون اخوه بدان تصریح کرده پاره نمی کند،هر چند کار مباحثه علمی و مجادله کلامی و مذهبی به اوج خود برسد سیره سلف و در راس آنها صحابه و تابعین همین بوده است».
محمد عبدالغنی حسن مصری در تقریظ خود بر الغدیر در مقدمه جلد اول می گوید« از خداوند مسئلت می کنم که برکه آب زلال شما را سبب صلح و صفا میان دو برادر شیعه و سنی قرار دهد که دست به دست هم داده و بنای امت اسلامی سازند» عادل غضبان مدیر مجله مصری الکتاب در مقدمه جلد سوم می گوید:« این کتاب(الغدیر) منطق شیعه را روشن می کند و اهل سنت بوسیله این کتاب می تواند شیعه را بطور صحیح بشناسد، شناسایی صحیح شیعه سبب می شود که آراء شیعه و سنی به هم نزدیک شود و مجموعاً صف واحدی تشکیل دهند» امام خمینی می گوید:«ما با مسلمین اهل سنت یکی هستیم ،واحد هستیم ،اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانان شود بدانید یا جاهل است یا از کسانی است که می خواهد بین مسلمانان اختلاف بیاندازد.قضیه شیعه و سنی اصلاً در کار نیست ما همه برادریم».«برادرهای سنی ما مثل ما هستند با ما هیچ فرقی ندارند در حقوق، حقوق همه آنها داده خواهد شد». « آنهایی که می خواهند بین اهل سنت و اهل تشیع فاصله ایجاد کنند نه سنی هستندئ و نه شیعه،اینها اصلاً به اسلام کاری ندارند»(کتاب وحدت از دیدگاه امام خمینی،ص257-247-244-242).
حال با عنایت به تاکید قرآن کریم و انبیاء عظام و سیره معصومین (ع) همچنین خلفا و بزرگان اهل علم و اندیشه و تفکر و عرفان در خصوص نگاهی انسانی به کلیت افراد صرفنظر از دین و آئین بخصوص شیعه و سنی که به قسمت هایی از آن به عنوان یکی از هزاران اشاره گردید.آیا براستی میتوان پذیرفت یا باور نمود که تمامی این بدبینی ها، سوء ظن ها، نگاههای حقارت آمیز به یکدیگر و لعن و نفرین نثار هم نمودن ریشه در اعتقادات دینی داشته و ما به عنوان پیروی از مکتب انسان ساز و جامع و همچنین الگوهای ممتاز و حسنه خویش (که بنابر شواهد عینی تاریخ ، ایشان با قدرت ایمان وسعه صدر و وسعت نظر عالمی را در اختیار می گرفتند)به چنین اعتقاد و روش و منشی نائل آمده ایم.چگونه است که حتی امروزه مدیریت ها و تفکرات بشری با استفاده از درون مایه های فطری ، علمی و تعقلی خویش بسیاری از مواردی که مربوط به تعامل صحیح و رعایت حقوق متقابل و همزیستی مسالمت آمیز و غیره می گردد به نسبه حل کرده اند.آیا این تنزل مقام و موقعیت مکتب پویا، جامع و انسان ساز اسلام و الگوهای عینی و ممتاز آنها نیست که برخی از پیروانشان نتوانند زمینه های همدلی و همسانی و وحدت و الفت را فراهم نمایند؟ پس به واقعیت نزدیک تر است اینگونه تحلیل گردد،که عاملین و تئوری پردازان اختلافات و تفرقه از سویی و قربانیان آن از سوی دیگر با وجود بهره گیری و بهره برداری فراوان از اهرمها و ابزارهای دینی و اعتقادی و تلبس به لباس عقیده و مذهب که منجر به فاصله ها،کدورت ها و کینه هاگردیده و و خسارتهای زاید الوصفی به بنیان های جوامع اسلامی در بعد مادی و معنوی و همچنین باورهای ایمانی فطری و تربیتی مردم وارد نموده ، اصولاً نه با آموزه های دینی و اعتقادی اسلامی سازگاری دارد و نه با هیچ کدام از ادیان توحیدی و نه حتی با مکاتب بشری که ریشه در تعقل، تفکر و علم دارد. بلکه عوامل آن را می بایست طبق معمول و بر اساس شواهد تاریخی از سویی از جانب کسانی دانست که به جهت تسلط همه جانبه بر بلعیدن پشتوانه های اعتقاد حقیقی و کیان و سرمایه های مادی و معنوی مردم و از سوی دیگر رذائل اخلاقی ، ناهنجاری های فرهنگی، احساس کمبودها، حقارتها و عدم تحلیل جامع و جهل و نادانی در واقع فاصله گرفتن از فطرت پاک و تفکر معقول و دور شده از تلالو نور حقیقت دانست.
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه      چون حقیقت ندیدند ره افسانه زدند
در پایان با قسمت هایی از سخنان دکتر شریعتی همراه می شویم:
« و اکنون برادر ما در برابر این نظام های حاکم کوزه های خالی زیبا شده ایم که هر چه می سازند می بلعیم اکنون به نام فرقه، به نام خون، به نام خاک و به نام خود او و مخالف او قطعه قطعه می شویم تا هر قطعه ای لقمه ای راحت الحلقوم دهانشان باشیم ... جنگها خصومتها و جبهه ها را تا این اندازه ننگ کرده اند و روشنفکران ما را به سرزمینهای دیگری تا رانده اند و خود هیات چوپانان گرفته اند». (آری این چنین بود برادر)
 
نعمت الله یوسف رامندی 
16/11/1389 شمسی- اول ربیع الاول1432 قمری
©2014 HozehHonari. All Rights Reserved